بالاخره خلاصه های این سریال رو شروع کردم . خودم که یه دل نه صد دل عاشق این سریال شدم . برای خوندن خلاصه به ادامه مطلب برید
این قسمت رو ۱۷ درصد مردم کره دیدند)
اول سریال درحقیقت میخواد ما رو با شخصیت های اصلی آشنا کنه . در ابتدا مادر ناتنی نقش اول زن سریال یعنی ئون سانگ رو نشون میده . مادر ناتنی ئون سانگ حسابی آدم ولخرجی بود و جواهرات گرون قیمت می خرید . و اونطوریکه از حرفهای بقیه میشد فهمید پدر ئون سانگ وضعیت مالی خیلی خوبه داشت.
از طرفی ئون سانگ که چند سالی در نیویورک تحصیل میکردبرگشت تا به پدرش سری بزنه . توی هواپیما ساکش کنار یه ساک با همون رنگ و همون شکل بود . شخصیت اول مرد این سریال یعنی سون وو هوان ، توی همون هواپیما بود و صاحب همون ساکی بود که شبیه به ساک ئون سانگ بود . سون وو اشتباهاً ساک ئون سانگ رو برداشت و از هواپیما پیاده شد . وقتی که به فرودگاه رسیدند ، دختری منتظر سون وو بود ، اما با دیدن ئون سانگ روش رو برگردوند . بعداً معلوم شد اون دختر خواهر ناتنی ئون سانگه که با سون وو دوسته . همین موقع چشم ئون سانگ به پسری افتاد که دنبالش اومده بود و مشخص شد اون پسر کسیه که از قدیم با ئون سانگ دوست بوده و الان دوستش داره . اون پسر همرا دوستش به نام پارک جونسه اومده بود ( همون نفس من که توی افسانه جومونگ هم بازی میکنه) . جونسه و ئون سانگ خودشون رو به هم معرفی کردند و سون وو هم اون دختر یعنی یو سونگ مین ( همون خواهر ناتنی ئون سانگ) روبغل کرد .
وقتی که یون سانگ و دوستش و جونسه به پارکینگ فرودگاه رسیدند خواستند سوار ماشین مدل بالای جونسه بشن که یون سانگ خواست خودش رانندگی کنه . دوستش هم اومد کلاسی با ماشین جونسه بذاره و گفت : ” جونسه هیچ مشکلی نداره . تو رانندگی کن” چشمهای جونسه کاملاً گرد شده بود .
از طرفی سان وو و دوست دخترش سونگ مین هم سوار ماشین سان وو شدند . توی راه ماشین سان وو و ئون سانگ کنار هم بود و سان وو قهوه ای که میخورد رو از پنجره بیرون ریخت و قهوه روی شیشه ماشین ئون سانگ ریخت و نزدیک بود ئون سانگ تصادف کنه برای همین شروع به کل کل با ماشین سان وو کرد که درنهایت سان وو تونست در بره .
سان وو هم با دوست دخترش به یه هتل رفت . دوست دخترش ازش خواست تا دست از لج بازی بر داره و برگرده خونه مادربزرگش . اما اون گفت که نمیخواد با این کار باعث شه مسئولیت اداره کارخونه سوپ گوشت مادربزرگش بهش واگذار بشه .
جونسه و دوست ئون سانگ ، اون رو به خونه اش رسوندند و جونسه فهمید دوستش فقط بخاطر ثروت بیش از حد ئون سانگ دنبال اونه
یون سانگ وقتی به خونه برگشت با دیدن پدرش سریع بغلش پرید و سعی کرد بهش بفهمونه که چقدر دلش برای پدرش تنگ شده بود . به مادر ناتنی اش هم سلامی کرد . همین موقع خواهر ناتنی اش وارد شد و ئون سانگ سعی کرد با گرمی باهاش حرف بزنه . بعد از ناهار ، مادر ناتنی ئون سانگ پدر ئون رو کنار کشید و بهش گفت بخاطر مشکل مالی ای که برای شرکت پیش اومده و ورشکستگی ای که در انتظار شرکته ، باید به ئون سانگ بگه تا ترک تحصیل کنه تا کمی از مخارج خانواده کم شه( این یکی از اذیت های مادر ناتنی اش بود چون خودش همون روز یه جواهر گرون قیمت گرفته بود) پدر ئون سونگ از مادر ناتنی خواست تا اگه پس اندازی داره به ئون سانگ بده تا بتونه ادامه تحصیل بده اما مادر ناتنی ، شروع به دعوا کردن با اون کرد .
ئون سانگ متوجه شد ساکش با ساک اون مردی که توی فرودگاه دیده بوده عوض شده بوده برای همین سعی کرد تا باهاش تماس بگیره اما چون سان وو نمیخواست مادربزرگش بهش زنگ بزنه گوشیش رو خاموش کرده بود . ئون سانگ کاملاً ناامید شده بود و گوشی رو گذاشت . در همین موقع پدرش اومد و مقداری پول به ئون سانگ داد . ( مادر ناتنی ئون سانگ هم این صحنه رو دید وچشم غره ای به ئو سانگ رفت) .
ئون سانگ دنبال برادرش رفت . یه پسر بچه ۱۰ ، ۱۲ ساله بود که عقب ماندگی ذهنی داشت . قرار بود اون به مدرسه پیانو فرستاده بشه اما با کارهای مادر ناتنی اش این کار لغو شد . و ئون سانگ فهمید برادرش مخفیانه به کلاس پیانو میره و پیانیست ماهری شده و آهنگی هم برای ئون سانگ نوشته . اونها با هم سر قبر مادرشون رفتند و یون سانگ قول داد که حتی اگه کسی نباشه که ازش مراقبت کنه همیشه مواظب برادرش میمونه.
به دعوت جونسه ، ئون سانگ و دوستش به رستورانی رفتند که صاحبش خود جونسه بود اما دوست ئون سانگ برای اینکه کمی خودش رو پولدار نشون بده گفت این رستوران برای منه . اما مادیات اصلاً برای اون مهم نبود .
پدر ئون سانگ کاملاً ورشکسته شده بود . برای همین از یکی از دوستهاش خواست تا کمی بهش پول قرض بده ، اما اون مرد فقط تونست کمی پول جور کنه .پدر هم پولها رو توی جیبش گذاشت و به یه رستوران خیابونی رفت تا مشروب بخوره . کاملاً مست بود . همین موقع یه دزد ، به اونجا اومد و پولهای توی جیب پدر ئون سانگ نظرش رو جلب کرد.
ئون سانگ بالاخره تونست با سون وو تماس بگیره و بهش بگه که کیف ها با هم عوض شده . اما سون وو کاملاً مست بود و از اون خواست تا پیشش بیاد . وقتی ئون سانگ وارد اون کلاب شد فهمید سون وو مقدار زیادی مشروب گرون قیمت خورده و هزینه اش رو اون باید بپردازه . چون نمیخواست این کار رو کنه شروع کرد با سون وو دعوا کردن . اما به خرج صاحب اونجا نمیرفت . برای همین وقتی بیرون اومدند ، یه مشت جانانه به صورت سون وو زد .

از طرفی دیگه دزدی که به پول های پدر ئون سانگ چشم دوخته بود ، دنبالش کرد و با یه چوب به سرش زد و ساعت و حلقه ازدواجش رو برداشت و در رفت . اون دزد به یه کلاب شبانه رفت . در حالیکه ساعت و حلقه ازداوج پدر ئون سانگ رو به دست داشت اما خبر نداشت که گاز کمی اون طرف تر نشت کرده .
پدر ئون سانگ صبح روز بعد به هوش اومد و متوجه شد شخصی که وسایل اون رو دزیده بوده در انفجار دیشب کلاب شبانه مرده بوده و چون کاملاً سوخته بوده و ساعت و حلقه پدر ئون سانگ رو به دست داشته اسم اون رو در فهرست مرده ها گذاشتند . اون از این اتفاق خیلی ناراحت نشد چون طلبکارهای زیادی داشت و ورشکست هم شده بود .
مادر ناتنی ئون سانگ به سردخونه رفت تا جسد رو شناسایی کنه اما چون صورتش کاملاً سوخته بود ببه دست اکتفا کرد و با دیدن ساعت و حلقه ی همسرش شروع به گریه کردن کرد . چون اون روز ، روز تولد پدرئون سانگ بود ، ئون سانگ براش گل و کارت تبریک گرفت و بعد به مادر ناتنی اش زنگ زد که فهمید چه اتفاقی افتاده و سریع خودش رو به مجلس عزای پدرش رسوند
style
style![[Facebook]](http://021kids.net/Popseoul/wp-content/plugins/bookmarkify/facebook.png)
![[Google]](http://021kids.net/Popseoul/wp-content/plugins/bookmarkify/google.png)
![[StumbleUpon]](http://021kids.net/Popseoul/wp-content/plugins/bookmarkify/stumbleupon.png)
![[Technorati]](http://021kids.net/Popseoul/wp-content/plugins/bookmarkify/technorati.png)
![[Yahoo!]](http://021kids.net/Popseoul/wp-content/plugins/bookmarkify/yahoo.png)
![[Email]](http://021kids.net/Popseoul/wp-content/plugins/bookmarkify/email.png)
alan baram baz shod

vali kheiliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii tool mikeshe chon man adsl nadaram
nemishe ye kam hajmesho biyari payin baad bezarri to webet??
khob mesle i inke man gaht zadam
na char man kamim ghat zade
alan tazeaxa baram rahat baz mishe
voroos in moshkeltam dare dige
لطفا بیوگرافی lee don gun بزار، جون من ،بزار دیگه
جالب بود ولی دیگه خلاصه مردی که نمی تواند ازدواج کند رو نمیزاری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
__________________
popseoul answer : نمی دونم اگه وقتی برای دانلودش پیدا کنم حتماً میگذارم . به نظرت خلاصه ها خوب بود؟
salam mishe begi kodoom kanal va che saati ino neshonn mide kbs world?
ممنون دوست من منتظر بقیه اش هستیم
مرسی هانی .میگم در کره چند قسمتش پخش شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یازم به خاطر خلاصه ها.(سرعت نتم اومده پایین )
دیدگاه تصحیح شده:مرسی هانی .میگم در کره چند قسمتش پخش شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بازم به خاطره خلاصه ها مرسی.(سرعت نتم اومده پایین مال توم اومده پایین یا نه)
سلام.
به نظر قشنگ میاد که..!
ممنون از خلاصه ها ولی مردی که نمیتواند ازدواج کند رو نمیشه اول بزاری؟
یا نمیدونم هر کاری که خودت صلاح می دونی.
بازم ممنون
آناهیتا جان این خطا رو میده
“خطای ۴۰۴ – یافت نشد
چیزی یافت نشد.”
دیگه ادامه مردی که ازداج نمی کند رو نمی ذاری؟
سلام چرا خلاصه قسمت دوم میراث درخشان را نمی ذاری ؟
لطفا ببزاررررررررررررررررررررر
جونسه خیلی عسله 
سلام پس کی فیلم برای فروش آماده میشه؟ خسته شدم از بس صبر کردم
نمی دونی چقدر با سو بین رو دوست دارم
بیوگرافی اوه جی هو رو بذار
عالی بود